| و اما آرزوهای من دست یافتنیند
آرزوی من ساختن آرزو هاست
آرزوها میسازمو بعد خودم میشم خدا
وقتی که دلم میخاد آرزوهارو برآورده میکنم
وقتی هم که نمیخام
میزارمشون رو طاقچه ی بالایی
تا دستش به آرزو هاش نرسه
اونوقت عاشق میشه و عاشقونه طلب میکنه
و وقتی که خودم خواستم آرزوی گل رو برآورده میکنم
من خود خورشیدم
اون خوشبخت ترین گل دنیاست
چون آرزوهاش همش به دست شازده ی بی ریاست
شازده هم که بهترین خدای دنیاست
من خیلی کم دستمو واسه گل ها رو میکنم
اما این بار یاس سفییید دعوتم کرد که آرزو هام رو بنویسم
به حرمت بوی مست کننده ی ساقه ی تن یاس در شب های شور انگیز بهاری
همان بویی که هر شب در حیاط خانه مان از آن سیراب میشم
این پست رو نوشتم:
قانون بازیشون اینه که باید ۵ تا آرزوتو بگی ... پس گوش کنین:
۱- آرزو های کودکی: یادمه هر شب اگر دستان مادرم رو توی دستام نمیگرفتم خوابم نمی برد... واسه خاطر همین شبایی که تنها میخابیدم تا خود سحر آرزو میکردم که ای خدا زودتر صبح بشه و من مامان رو ببینم
۲- همیشه شمال رو دوست داشتم میخام جایی مثله شمال زندگی کنم ... خیلی از فانتزی ها و خیالات شیرینم توی جنگل های مه دار شمال و اون هوا و اون صدا ها شکل میگیرند
۳- آرزو دارم ای کاش میشد گل ها قبل از اینکه عاشق شازده بشن ازش اجازه میگرفتند و تا وقتی شازده اجازه نداده طرح عشق بر بوم زندگی نقش نمیبست
شایدم آرزوی بالا رو باید با یه آرزوی دیگه عوض کرد مثلا آرزو داشتم که شازده نبودم گرگ بودم
شاید اینجور بهتر بود چون وقتی نمیشه سمفونی زندگی رو با آلات درست تجربه کرد شاید بهتر این بود که گرگی بودی که بره ها می ربودی و هر شب زوزه ی تو فریاد قدرتت رو بر پهنه ی دشت ها و جنگل ها پیامبر بود... شازده بودن سخته چرا که تا آخرین لحظه نمیدونی که آیا خدایی هست یا نه
۴- دوست دارم پدر پسرم باشم تا همه ی تجربه های تلخ و شیرین زندگیم رو به یه دونه پسر لایقم چون ارثیه ی گران بها بسپارم مطمینم اون هم به پدرش افتخار میکند
۵- آرزو دارم که در راهی که در آن پا گذاشته ام باقی بمانم و بتونم غرور و عشق رو با هم بیامیزم چرا که در منطق من عاشقی که مغرور نیست عاشق نیست بلکه نیازمند است و مغروری که عاشق نیست احمق!
اما بدان که خیلی سخته چرا که توی دفتر لغت من نوشته :
عشق یعنی ***********************************(نمی تونم اینو اینجا بگم)
رسم بازیشون اینه که هرکی آرزو هاش رو گفت اینو پاس بده به نفر بعدی اما از اونجایی که من نوک حمله هستم (کسی نیست واسش پاس بفرستم) مستقیم میزنم تو گل...
بای
|