تبليغاتX
هردم ازين باغ بري مي رسد


هردم ازين باغ بري مي رسد

برطرف گشتن شک یعنی مرگ وجود شک است عشق می آفریند و عشق است که بازی وجود را در بر میگیرد

دلیل بوجود آمدن نوع مکسر اراده (آدم)

اراده یک بود

اما یک اصل مهم هست

توی مارکتینگ

به نام

احتكار

و نتیجه ی نهایی احتکار اینست که كمبود به وجود میاید چرا که زمان تک متغیره و مکان سه متغیره است و درست است که در ابتدا مکان با حالتی انفجاری از زمان جلو میافتد اما با میل به بزرگ شدن دیگر زمانی که از یک سورس تولید گردد کفاف افزایش حجم جهان را نمی دهد

حالا شاید این پرسش پیش بیاد که افزایش حجم جهان چه لزومی دارد

برای درک این مطلب باید به یک باور قدیمی خطی از انکار بکیش و درک کنیم که آن وجود ندارد.

و مطلبی که در واقع توهمی انسانی بیش نیست همانا قدیمی تعریف زمان به عنوان یک معیار نسبی است یعنی باید درک کرد که گذشته و آینده تنها باور اراده هست برای آنکه بتواند به کمک این باور تغییر بوجود بیاورد و معیار و قوانین جهان را بسازد اما در حقیقت گذشته آینده و حال همگی یک حالتند در دل جهان.

خب اگر اینگونه باشد هرگونه خلق در جهان (منظور از خلق هر کار جدید غیر منتظره است) هرگونه خلق در جهان جایی برای خود میخواهد پس در اینجاست که ما به افزایش حجم وجود نیاز داریم

حال برگردیم سر مطلب اصلی که رسیدم به آنجا که به دلیل احتکار و سیستم احتکاری در وجود یک تک اراده ی اصلی به جایی رسیده بودیم که یک سورس از اراده کفاف افزایش حجم را نمیداد و در نتیجه باید اتفاقی میافتاد

يكي از راه‌هاي مقابله اين است كه اجازه انحصار به كسي داده نشود. يعني وجود رقابت بين بخش‌هایي از سورس های اراده مختلف که این امر میتوانست راهی برای فرار از دام احتكار باشد. جايي كه كمبود به وجود بيايد میتوان با افزایش سورس در زمانی یکسان با تولید بیشتر رفع احتكار صورت داد.

پس اراده شروع کرد به تقسیم از خود و ایجاد رقیب از برای خود هر یک اراده سورسی است که درواحد زمان و با خلق خود میتواند بر سرعت افزایش حجم هستی بیفزاید و امکان بوجود آمدن هرچه بیشتر را فراهم سازد.

و این شد که جهان هزلولی وار ما که دیگر متغییر زمانش کفاف سه متغیر دیگرش را نمیداد حال با ایجاد سورس های جدید در دل خود خودش را با توانی بیش از پیش گسترش داد.

نویسنده: مهدی ׀ تاریخ: ׀ موضوع: دلیل آمدن و هدف وجود ׀ لینک این پست ׀

شاید چرای بزرگ؟

شاید چرای بزرگ؟

چندیست

چندیست که میخواهم برای خود در دفترم بنویسم

اما شیرینی دفتر اینجا به است

و چه بهتر که کسی هم نبیند چرا که تلخش میکند

چرای بزرگ شاید این بهترین باشد برای آغازی نوین

چرای بزرگ

گفتم چندی بود قصد نوشتن به منظور یاد آوری و یاد آوری به قصد پیشرفت رو داشتم

اما سوالی که مطرح میشد این بود که از بین این همه مهم کدام اول

امروز جواب گرفتم

چرا که هرچه دردمان بیاید بهوش تر میگردیم

چرا؟

اگر قرار است به نهایت برسیم

چرا این نهایت به یکباره بر قلب خوب وبد وارد نمیگردد

دلیلش بلاست

شاگرد اول اگر اشتباهی هرچند کوچک کند پاسخی عظیمی برایش مهیا گردد

پس دلیل همین است

حکایت رانننده ی تاکسی جان کنستانتین

حکایتی مهمتر از بقیه بود

که من با آنکه میدانستم اما نمی دانستم

چه خوب که یادم آورد

آره

کسی که تاب رفتن به لب پرتگاه را برای به چشمان دیدن دره های عظیم دارد باید بداند

که لغزش کارش را میسازد

پس دستگاه بهمین جهت فنری مقاوم دارد

چرا که نمیخواهد سقوط کند قلب پاک نا آماده

سقوط از لب پرتگاه امریست که بد و خوب نمیشناسد

پس قدم اول آمادگیست

به قول سلین دیون یا بهتر بگم به قول مادرش که به او گوش زد میکرد

اول لیاقت آنچه را که قصد بدست آوردنش را داری کسب کن

که الحق و الانصاف سخت ترین ولی لاجرم ترین پله و قدم نه غیر اینست

خودسازی قبل از قدرت اهمیت دارد تازه خود خودسازی کسب قدرت را روان میسازد

این از گام اول

نویسنده: مهدی ׀ تاریخ: ׀ موضوع: گام نخست پی ساختمان حضور حواس همیشگی ׀ لینک این پست ׀


© All Rights Reserved to hama3.Blogfa.com / Theme by:
bahar-20