| علت دروغگویی درون یک جامعه زود باور بودن آن جامعه میباشد
این متن زیر کپی شده از یک سایت دیگر است:
کورش کبیر هزاران سال پیش از خداوند خواست که ایران
زمین را از دو مصیبت بزرگ ایمن بدارد، یکی از آن دو مصیبت خشکسالی بود و
دیگری دروغ.
از دیر باز خودیها و آنانکه سفری کوتاه یا بلند مدت به کشور
ما کرده اند چه جهانگردان و چه سیاستمداران و نویسندگان، در مراجعت به کشور خویش دست به نوشتن در مورد ما
ایرانیان زدند و تقریبا قریب به اتفاق آنها از دروغگوئی و دو روئی بعنوان
یکی از شاخص ترین ویژگیهای ما نام بردند. اما متاسفانه همانگونه که اشاره
شد هیچیک به چرایی این خصایص نیاندیشیدند و از آن حرفی به میان نیاورند.
در
این مبحث می خواهیم بدانیم در درجه اول آیا این موضوع صحت دارد یا نه ؟
و بر فرض صحت این مدعا علل این ناهنجاری اخلاقی را ریشه یابی کرده و راه کار های رفع آن را بازنگری کنیم براستی علل این ناهنجاری جه میتواند باشد ؟ 1- جلب رضایت؟ 2- دفاع نکردن قانون از حق مردم ؟ 3- ترس از قدرت به جای احترام؟ 4- از بین رفتن شهامت انتقاد ؟ 5- عدم اعتماد به یکدیگر ؟ 6- صعف در مسائل اعتقادی و اخلاقی؟ 7- نابرابری ؟ و یا ده ها علت دیگر ؟ به نظرمن
کورش کبیر هزاران سال پیش از خداوند خواست که ایران
زمین را از دو مصیبت بزرگ ایمن بدارد، یکی از آن دو مصیبت خشکسالی بود و
دیگری دروغ.
از دیر باز خودیها و آنانکه سفری کوتاه یا بلند مدت به کشور
ما کرده اند چه جهانگردان و چه سیاستمداران و نویسندگان، در مراجعت به کشور خویش دست به نوشتن در مورد ما
ایرانیان زدند و تقریبا قریب به اتفاق آنها از دروغگوئی و دو روئی بعنوان
یکی از شاخص ترین ویژگیهای ما نام بردند. اما متاسفانه همانگونه که اشاره
شد هیچیک به چرایی این خصایص نیاندیشیدند و از آن حرفی به میان نیاورند.
در
این مبحث می خواهیم بدانیم در درجه اول آیا این موضوع صحت دارد یا نه ؟
و بر فرض صحت این مدعا علل این ناهنجاری اخلاقی را ریشه یابی کرده و راه کار های رفع آن را بازنگری کنیم براستی علل این ناهنجاری جه میتواند باشد ؟ 1- جلب رضایت؟ 2- دفاع نکردن قانون از حق مردم ؟ 3- ترس از قدرت به جای احترام؟ 4- از بین رفتن شهامت انتقاد ؟ 5- عدم اعتماد به یکدیگر ؟ 6- صعف در مسائل اعتقادی و اخلاقی؟ 7- نابرابری ؟ و یا ده ها علت دیگر ؟ منتظر نظرات خوب شما هستیم
کورش کبیر هزاران سال پیش از خداوند خواست که ایران
زمین را از دو مصیبت بزرگ ایمن بدارد، یکی از آن دو مصیبت خشکسالی بود و
دیگری دروغ.
از دیر باز خودیها و آنانکه سفری کوتاه یا بلند مدت به کشور
ما کرده اند چه جهانگردان و چه سیاستمداران و نویسندگان، در مراجعت به کشور خویش دست به نوشتن در مورد ما
ایرانیان زدند و تقریبا قریب به اتفاق آنها از دروغگوئی و دو روئی بعنوان
یکی از شاخص ترین ویژگیهای ما نام بردند. اما متاسفانه همانگونه که اشاره
شد هیچیک به چرایی این خصایص نیاندیشیدند و از آن حرفی به میان نیاورند.
در
این مبحث می خواهیم بدانیم در درجه اول آیا این موضوع صحت دارد یا نه ؟
و بر فرض صحت این مدعا علل این ناهنجاری اخلاقی را ریشه یابی کرده و راه کار های رفع آن را بازنگری کنیم براستی علل این ناهنجاری جه میتواند باشد ؟ 1- جلب رضایت؟ 2- دفاع نکردن قانون از حق مردم ؟ 3- ترس از قدرت به جای احترام؟ 4- از بین رفتن شهامت انتقاد ؟ 5- عدم اعتماد به یکدیگر ؟ 6- صعف در مسائل اعتقادی و اخلاقی؟ 7- نابرابری ؟ و یا ده ها علت دیگر ؟
به نظر من علت دروغگویی درون یک جامعه خیلی زود باور بودن آن جامعه میباشد.
|