تبليغاتX
هردم ازين باغ بري مي رسد


هردم ازين باغ بري مي رسد

برطرف گشتن شک یعنی مرگ وجود شک است عشق می آفریند و عشق است که بازی وجود را در بر میگیرد

<< در باب زمان + زبان و ... ایمنی مطلق >>

وقتی در بیان چه بودن زمان در می مانیم در حقیقت مشکل از نارسایی واژه ها نیست بلکه برعکس مشکل از قراردادی بودن خود زمان است... دلیل ناتوانی در تعریف زمان اینه که زمان امری به ذات نیست بلکه انسان برای تمیز دادن حال از خاطره و تخیل زمان را میسازد



"اگر اندیشیدن بدون زبان ممکن نیست ، پس کدام اندیشه بود که منجر به درک لزوم پیدایش زبان نزد انسان بدوی شد ؟!"
اگر به لزوم اندیشیدن فردی و درونی برای ساخت زبان اعتقاد داشته باشیم پس تمامیه موجوداتی که به روشی با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند در حقیقت موجوداتی اندیشمند هستند! که فکر نمیکنم اینطور باشه چرا که اندیشه و اندیشیدن رو قدرت استدلال و تصمیم گیری میدونم و به نظرم بسیاری از موجودات در واقع زبان دارند اما اندیشه نه... ولی میتوان اندیشه را به شکلی دید که ظرفیست که جهان در قالب آن معنا میگیرد و جلو میرود و در اینصورت آن اندیشه چیزی فراتر از خرده اندیشه ی تک تک انسان هاست و می توان گفت آن اندیشه از ابتدا بوده و بعد ها زبان حاصل شد.


"آیا تنها تفکر است که میتواند عامل پیدایش زبان باشد؟ و در اینجا باید منظور خود را از تفکر روشن کنیم."
دقیقا منظور از کلمه ی تفکر چیه؟



ویتگنشتاین در سخنرانی درباره ی اخلاق که در کمبریج در سال 1929 یعنی در سن چهل سالگی خود ارایه داد از یک تجربه ی شخصی سخن گفت که ان را به احساس ایمنی مطلق توصیف کرد . وضعیتی که ذهن  ایمن است و هر چه پیش اید  تمیتواند به ان اسیب بزند .  در عهد عتیق کتاب مقدس داوود در مزامیرش چنین میگوید ( حتی اگر از دره تاریک مرگ نیز عبور کنم نخواهم ترسید زیرا تو ای شبان من با من هستی ! عصا و چوبدستی تو به من قوت قلب میبخشد .

به نقل از کتاب نورمن مالکوم

حال به نظر شما آیا ایمنی مطلق در عینیت بوجودمی آید و یا خیر؟ اگر پاسخ مثبت هست در چه فضای ذهنی؟




نویسنده: مهدی ׀ تاریخ: ׀ موضوع: دلیل آمدن و هدف وجود ׀ لینک این پست ׀

دلیل بوجود آمدن نوع مکسر اراده (آدم)

اراده یک بود

اما یک اصل مهم هست

توی مارکتینگ

به نام

احتكار

و نتیجه ی نهایی احتکار اینست که كمبود به وجود میاید چرا که زمان تک متغیره و مکان سه متغیره است و درست است که در ابتدا مکان با حالتی انفجاری از زمان جلو میافتد اما با میل به بزرگ شدن دیگر زمانی که از یک سورس تولید گردد کفاف افزایش حجم جهان را نمی دهد

حالا شاید این پرسش پیش بیاد که افزایش حجم جهان چه لزومی دارد

برای درک این مطلب باید به یک باور قدیمی خطی از انکار بکیش و درک کنیم که آن وجود ندارد.

و مطلبی که در واقع توهمی انسانی بیش نیست همانا قدیمی تعریف زمان به عنوان یک معیار نسبی است یعنی باید درک کرد که گذشته و آینده تنها باور اراده هست برای آنکه بتواند به کمک این باور تغییر بوجود بیاورد و معیار و قوانین جهان را بسازد اما در حقیقت گذشته آینده و حال همگی یک حالتند در دل جهان.

خب اگر اینگونه باشد هرگونه خلق در جهان (منظور از خلق هر کار جدید غیر منتظره است) هرگونه خلق در جهان جایی برای خود میخواهد پس در اینجاست که ما به افزایش حجم وجود نیاز داریم

حال برگردیم سر مطلب اصلی که رسیدم به آنجا که به دلیل احتکار و سیستم احتکاری در وجود یک تک اراده ی اصلی به جایی رسیده بودیم که یک سورس از اراده کفاف افزایش حجم را نمیداد و در نتیجه باید اتفاقی میافتاد

يكي از راه‌هاي مقابله اين است كه اجازه انحصار به كسي داده نشود. يعني وجود رقابت بين بخش‌هایي از سورس های اراده مختلف که این امر میتوانست راهی برای فرار از دام احتكار باشد. جايي كه كمبود به وجود بيايد میتوان با افزایش سورس در زمانی یکسان با تولید بیشتر رفع احتكار صورت داد.

پس اراده شروع کرد به تقسیم از خود و ایجاد رقیب از برای خود هر یک اراده سورسی است که درواحد زمان و با خلق خود میتواند بر سرعت افزایش حجم هستی بیفزاید و امکان بوجود آمدن هرچه بیشتر را فراهم سازد.

و این شد که جهان هزلولی وار ما که دیگر متغییر زمانش کفاف سه متغیر دیگرش را نمیداد حال با ایجاد سورس های جدید در دل خود خودش را با توانی بیش از پیش گسترش داد.

نویسنده: مهدی ׀ تاریخ: ׀ موضوع: دلیل آمدن و هدف وجود ׀ لینک این پست ׀


© All Rights Reserved to hama3.Blogfa.com / Theme by:
bahar-20