خاسیان

'''خاسی‌ها''' یا '''خاسیان''' یا مردم '''خاسی''' ({{lang-en|Khasi people}}) یک گروه قومی از مگالایا در شمال شرقی هند با جمعیت قابل توجهی در ایالت هم‌مرز آسام و در مناطق خاصی از بنگلادش هستند. مردم خاسی اکثریت جمعیت بخش شرقی مگالایا هستند و با حدود ۴۸ درصد از جمعیت کل مگالایا نیز، بزرگترین جامعه این ایالت در مجموع نیز هستند.

== ریشه خاسیان ==
اگرچه منشأ خاسی‌ها مبهم باقی مانده‌است، اما محققان توافق کرده‌اند که آنها اولین مردمی بودند که در شمال شرقی هند ساکن شدند.

آنها حدود ۶۰۰۰۰ سال پیش از شاخه اصلی جدا شدند و در حدود ۵۶۰۰۰ سال پیش بسیار قبل از ورود گروه‌های بزرگتر تبت-برمن که بسیاری از جوامع قبیله ای مدرن را در شمال شرق امروز تشکیل می‌دادند به مکان فعلی خود رسیده‌اند. به این معنی که خاسی‌ها قومی نوسنگی بوده‌اند.

محصولات اصلی تولید شده توسط مردم خاسی عبارتند از برگ فوفل، دانه آرکا، پرتقال، آناناس، آلو، لیچی، انواع محلی برنج و سبزیجات. همچنین مطالعات نشان داده‌است که خاسی‌ها از ۲۰۰۰ سال پیش شروع به ذوب آهن کردند.

== فرهنگ ==
سنت فرهنگی مردم خاسی پیروی از نظام مادرسالاری است. طبق قانون اساسی هند، خاسی‌ها وضعیت قبیله برنامه‌ریزی شده را دریافت کرده‌اند.

خاسی‌ها از خروس به عنوان نماد استفاده می‌کنند زیرا معتقدند خروس نماد صبحی است که آغازی جدید و طلوع خورشیدی جدید را رقم می‌زند.

== در روزگار کنونی ==
'''خاسیان''' اولین بار در سال ۱۸۲۳ پس از تسخیر آسام توسط انگلیسی‌ها با آنها در تماس شد. منطقه ای که خاسی‌ها در آن زندگی می‌کردند، شامل ایالت‌های اطراف تپه کاسی (که تعداد آنها به ۲۵ پادشاهی گوناگون می‌رسید) به یک اتحاد با بریتانیایی‌ها پیوستند، بخشی از استان آسام شدند.

پادشاهی کاشی‌های هند

'''پادشاهی کاشی‌های هند''' ({{lang-en|Kingdom of Kashi}}) یک پادشاهی باستانی هند بود. داستان‌های جاتاکا نشان می‌دهند که بنارس پایتخت پادشاهی کاشی، یکی از ثروتمندترین شهرهای هند در زمان خود بوده که به خاطر رونق و ثروت خود شناخته شده بوده‌است. گفته شده سیذارتا گوتاما ([[گوتاما بودا]]) نیز ابتدا موعظه‌های بودیسم خود را در قلمرو کاشی‌های هند آغاز نمود.

کاسیبلآنوس

'''کاسیبلآنوس''' یا '''کاسیبلانوس''' یا '''کاسیبعلآنوس''' یک [[فرمانده نظامی]] در بریتانیا بود. او رهبر نظامی تاریخی بریتانیایی بود که رهبری دفاع در برابر دومین لشکرکشی جولیوس سزار به بریتانیا در سال ۵۴ قبل از میلاد را بر عهده داشت. او اتحادی از قبایل را علیه نیروهای رومی رهبری کرد، اما در نهایت پس از افشای موقعیت مکانی او توسط بریتانیایی‌های شکست‌خورده به ژولیوس سزار، تسلیم شد. پنج قبیله بریتانیایی به نام‌های سنیمانی، سگانتیاچی، آنکالیت‌ها، بیبروکی‌ها و کاسی‌ها به سزار تسلیم شدند و در نهایت محل دژ '''کاسیبلونوس''' را نیز فاش کردند؛ و سزار اقدام به محاصره آخرین سنگرها کرد.

در نهایت '''کاسیبلاونوس''' با شنیدن شکست‌ها و ویرانی سرزمین‌هایش، به ناچار تسلیم شد.

== ریشه نام کاسیبلانوس ==
نام رایج بریتنی '''کاسیبلانوس''' از کلمه uellaunos (به معنای "فرمانده") سرچشمه می‌گیرد. اما معنی پیشوند کاسی همچنان مورد بحث است.

ساتراپی کیلیکیه

'''ساتراپی کیلیکیه''' ({{lang-en|Cilicia}}) ساتراپی امپراتوری هخامنشی بود که پایتخت آن شهر [[طرسوس]] بود. دشت‌های بسیار حاصلخیز کیلیکیا مهمترین بخش ساتراپی بوده‌است.

== کوروش جوان ==
کوروش کوچک، پسر [[داریوش دوم]] و [[پروشات]] و برادر کوچکتر پسر ارشد خانواده یعنی [[اردشیر دوم (هخامنشی)]] بود. در زمان حیات پدر، کوروش کوچک به موازات [[تیسافرن]] فرمانداری سواحل و مناطق '''ساتراپی کیلیکیه''' در [[آسیای صغیر]] را به دست گرفت.

او در مکاتباتش ادعا می‌کرد «دل او از دل برادرش بزرگتر است و خود او در فلسفه و سحر از برادر داناتر. شراب بیشتر از برادرش می‌نوشد و بهتر تحمل اثرات او را می‌کند. اردشیر برعکس به قدری لطیف و نرم است که نه می‌تواند موقع شکار بر اسب نشیند و نه در جنگ برگردونه‌ای قرار گیرد».

وی بلافاصله بعد از مرگ پدرش به امید دست یافتن به تمام مقام پادشاهی کل ایران هخامنشی و با پشتیبانی مادر صاحب قدرت و نفوذ خود ملکه [[پروشات]]، که آن زمان زمام امور سیاسی را کامل به صورت رسمی در دست داشت و قدرت در اصل در دست او بود دست به شورش علیه برادر بزرگتر یعنی [[اردشیر دوم]] زد.

کوروش کوچک از طریق طرفداران خود که زیاد بودند، از پیشترها سپاهی بزرگ در ایالات مختلف ایران تهیه کرده بود، اگر سؤالی از او می‌شد، جواب می‌داد این تجهیزات بواسطه ضدیت با [[تیسافرن]] (شهربان لیدیه و کاریا واقع در ترکیه کنونی) است، به دلیل اینکه از نیرنگ‌های او اندیشناک است و در همه جا انتشار می‌داد چون از طرف [[تیسافرن]] نگران است این قشون را تهیه می‌کند. اردشیر نیز بعنوان برادری بزرگتر با دید چشم‌پوشی و بی‌قیدی به اعمال او می‌نگریست. همچنین بعضی اشخاص به دلیل سستی شاه می‌گفتند که اوضاع مملکت پادشاهی را نیاز دارد که مانند کوروش کوچک رزمی باشد و چنین دولت پهناوری را باید شاهی با شجاعت و جاه‌طلب اداره کند. وی نیروهای نظامی تحت فرمان خود را گرد آورد و شروع به حرکت به سوی پایتخت کرد. اردشیر هم به ناچار با سپاه خودش به مقابله با او شتافت. از طرف دیگر استاتیرا همسر اردشیر، برای بدست آوردن دل مردم در کوچه‌ها حرکت کرده و زنان رهگذر را می‌طلبید و دربارهٔ آن‌ها ملاطفت می‌داشت.

در محلی به نام کوناکسا در [[بین‌النهرین|میانرودان]] در سال [[۴۰۱ (پیش از میلاد)]] بین دو سپاه جنگی سخت درگرفت که آن را جنگ کوناکسا نامیدند. در نهایت در این نبرد، کوروش کوچک به ناگاه کشته شد، با کشته‌شدن وی، سپاهش نیز کاملاً بی‌سر و سالار ماند و چون رهبر خود را از دست داد، دیگر انگیزه‌ای برای ادامه جنگ نداشتند؛ و خیانت حاکم '''ساتراپی کیلیکیه''' به برادر بزرگترش ناکام ماند. [[پلوتارک]] در مورد کودکی کوروش نوشته‌است، «کوروش، از همان جوانی سرسخت بود؛ از طرف دیگر» اردشیر «در همه چیز ملایم تر بود و طبیعت بیشتری در عمل داشت و نرم‌تر بود.»

== جستارهای وابسته ==
* [[کیلیکیه]]
* [[چوکوروا]]
* [[آدانا]]
* [[دروازه‌های کیلیکیه]]
* [[پادشاهی ارمنی کیلیکیه]]
* [[طرسوس]]
* [[کوروش کوچک]]
* [[اردشیر دوم (هخامنشی)]]

گیله‌وا هپا

گیله‌وا هپا

نام شاهدخت سلسلهٔ میتانی در بین‌النهرین که همسر یکی از فراعنه مصر بود، گیله‌وا هپا بوده …

فرعون مصر در رابطه با او میگه: «الهه خورشید هپا قدرت من است»

این نام کاملاً متعلق به نواخی شمال ایران و حاشیهٔ دریای کاسپی هست و به معنی نگهبان گیله‌وا.

که خود گیله‌وا نام تنها باد از میان همهٔ بادهای توفان‌زا و باران‌زا در گیلان و مازندران است که منشأ خوشی هوا و ازدیاد و فراوانی صید و به شکوفه نشستن درختان شمرده می‌شود.

گیله‌وا هپا

نام شاهدخت سلسلهٔ میتانی در بین‌النهرین گیله‌وا هپا بوده …

این نام کاملاً متعلق به نواخی شمال ایران و حاشیهٔ دریای کاسپی هست و به معنی نگهبان گیله‌وا.

که خود گیله‌وا نام تنها باد از میان همهٔ بادهای توفان‌زا و باران‌زا در گیلان و مازندران است که منشأ خوشی هوا و ازدیاد و فراوانی صید و به شکوفه نشستن درختان شمرده می‌شود.

گیله‌وا هپا

'''گیلوا هپا''' یا '''گیلو هپا''' یا '''گیله‌واهپا''' ({{lang-en|Gilukhipa}}؛ – ) شاهدخت [[سیاستمدار]] اهل [[میتانی]] بود. '''گیله وا''' دختر شوتارنا دوم، پادشاه میتانی بود.

'''گیلواهپا''' به دلایل سیاسی، به مصر فرستاده شد تا با آمنهوتپ سوم ازدواج کند. فرعون مصری به مناسبت ازدواجش با گیلوهپا در دهمین سال سلطنت خود (حدود ۱۳۷۸ تا ۱۳۷۶ ق. م) شماره ویژه ای از اسکراب‌های یادبود تهیه کرد، جایی که او در آن ثبت کرد که شاهزاده خانم توسط ۳۱۷ بانوی منتظر، و زنانی از اهل بیت کاخ سلطنتی پادشاه میتانی اسکورت شد.

 

نظام ساسانی و تخریب بنیادهای اشکانی

اردشیر ساسانی به‌مثابه یک شخصیت سیاسی برای ایجاد فضایی که بتواند اصول عقاید سیاسی و مذهبی خودش را جلوه ببخشد، نیاز داشت با نفی گذشته به تخریب شاخصه‌های فرهنگی و تشکیلاتی آنها نیز بپردازد. دولتمردان جدید ساسانی تلاش نمودند جامعهٔ ایرانی را متقاعد نمایند که سلطنتی مشروع جایگزین دوران اختلال و اختلاف عصر پایانی نظام اشکانیان گردیده‌است. برای ایجاد چنین اندیشه‌ای، همه قدرت تبلیغاتی نظام ساسانی به‌کار گرفته شد تا در چنین مسیری تفکر ایرانیان را به‌سوی دولت تازه هدایت نماید و تغییر سلطنت از شاهنشاهی اشکانی به ساسانیان، به‌مثابه یک مأموریت مذهبی بر عهده اردشیر بابکان نهاده شد و «از قول اخترشماران» به اردوان پنجم، آخرین شاه اشکانی، تحول آینده را چنین تضمین نمود که «کدخدایی و پادشاهی نو به پیدایی آید و بسی سر خدا را بکشد و گیهان باز یک خدایی آورد». ناگفته پیداست که آنچه اخترشماران پیش‌بینی می‌نمودند درواقع خواست دولتمردان ساسانی بو ده است که پس از سقوط دولت اشکانی پدید آمدند و بیشتر از «پیش‌بینی» سقوط دولت اشکانیان به یک بهانهٔ ایدئولوژیک شبیه است.

ایرمان  (به ودایی: آریامن و به اوستایی: ائیریامن)

ایرمان به معنی پایبند و علاقه‌مند به ایران، به موارد زیر اشاره دارد:

در ادیان و فرهنگ‌ها

  • ایرمان (ایران+مان) به معنی پایبند و علاقه‌مند به ایران، نام یکی از خدایان زرتشت بوده که در اوستا «ایریامن» نامیده می‌شده و به موبدین و پیشوایان دینی نیز اطلاق می‌گردیده‌است.
  • آریامن (ودایی) (Aryaman)، به معنای «شریک زندگی»، «دوست نزدیک»، «شریک»، «همبازی» یا «همراه»، و یکی از خدایان هندوی اولیه ودایی، ایزدان هندوئیسم است و به عنوان قرص خورشید نیمه صبح به تصویر کشیده شده‌است. او خدای آداب و رسوم است و بر آداب و رسوم حاکم بر قبایل و مردمان مختلف ودایی حکومت می‌کند. (سیاره خورشید)
  • ائیریامن (به ودایی: آریامن و به اوستایی: ائیریامن)، در اوستا به طبقهٔ پیشوایان دینی و روحانیون اطلاق شده‌است. این کلمه در ادبیات پهلوی «اَئیرمان» و در سانسکریت و اوستا «اَری‌یامن» به‌معنای یار و دوست بوده و نیز نام یکی از خدایان ودا است. در اساطیر ایرانی و آئین مزدیسنا، ایزد صلح و دوستی و درمان دهنده دردهای مردمان است. از وی که با عنوان رامش دهندهٔ آریایی‌ها نیز خوانده می‌شود، در ریگ‌ودا به عنوان ایزد تقسیم‌کننده شادی و شادمانی و بخت یاد شده‌است. از این ایزد همچنین گاهی به عنوان خدای باد نیز یاد شده‌است و از این روی برخی وی را با وای یا همان وایو (ایزد باد) یکی پنداشته‌اند. از آریامن، با صفت پیروزمند یاد شده و به وی آریامن پیروزمند اطلاق می‌شود. روز بیست و دوم هر ماه، باد روز نام دارد و از آن اوست و در گذشته، در بهمن ماه این روز را جشن می‌گرفتند و آن را روزی نیک و سعد یا خوش یُمن برای اسب نو سوار شدن می‌دانستند.

افراد و اشخاص

  • هرمون (ایرمان Éiremón)، برپایه اسطوره‌های ایرلندی پسر میل اسپهانی (نوهٔ براآن و جد اسطوره‌ای ساکنان اولیه ایرلند) بود که در پیروزی در ایرلند همراهی داشت.
  • آریارمنه، نیای داریوش یکم و همچنین برادر کوچک‌تر کورش یکم نیای کوروش بزرگ است. اَرییارَمنَه نامی است از زبان پارسی باستان برگرفته از Aryārāman-/اَریارامَن-، و از aryā-/اَریا- «آریایی‌ها» و rāman-/رامَن- «خوشی و صلح» به معنای «رامش‌دهندهٔ آریایی‌ها». دبیره میخی هخامنشی که در سال ۱۲۹۹ شمسی در همدان یافت شد، منسوب به اوست که اکنون در موزه برلین می‌باشد. آریارمنه شاه می‌گوید، این کشور پارس که من دارم، دارای اسبان خوب و مردان (است). بنوشته رونالد کنت این کتیبه نه در زمان آریارمنه بلکه در زمان «اردشیر دوم» تهیه شده‌است؛ و این کار به منظور بالابردن خاندان آریارمنه و جزیی از کارهای ضد کوروش، اردشیر دوم بوده‌است.

ایرمان Éiremón به معنی پایبند و علاقه‌مند به ایران

'''ایرمان''' به معنی پایبند و علاقه‌مند به ایران، به موارد زیر اشاره دارد:

== در ادیان و فرهنگ‌ها ==
* [[ایرمان]] (ایران+مان) به معنی پایبند و علاقه‌مند به ایران، نام یکی از خدایان زرتشت بوده که در اوستا «ایریامن» نامیده می‌شده و به موبدین و پیشوایان دینی نیز اطلاق می‌گردیده‌است.

== افراد و اشخاص ==
* [[هرمون]] (ایرمان Éiremón)، برپایه اسطوره‌های ایرلندی پسر [[میل اسپهانی]] (نوهٔ [[براآن]] و جد اسطوره‌ای ساکنان اولیه ایرلند) بود که در پیروزی در ایرلند همراهی داشت.

== مکان‌ها ==
* [[ایرمان (الیگودرز)]] یک روستا در ایران است که در شهرستان الیگودرز واقع شده‌است.

{{ابهام زدایی}}

میل اسپهانی پدر ایرمان

میل اسپهانی نوهٔ [[براآن]] و پدر [[ایرمان]] بوده‌است. '''میل اسپهانی''' یا '''میل اسپهن''' ({{lang-en|Míl Espáine}}) جد اسطوره‌ای ساکنان اولیه ایرلند است. اکثریت قریب به اتفاق گائل‌های ایرلندی خود را «پسران میل» یا میلزیان می‌دانند. پدر میل اسپهانی، "بیل" ("بل" یا "بالا") نام داشت.

در دوران باستان این باور که، ایرلندی‌های «گالیک» زبان، از تبار '''میل اسپهانی''' و پیروان اسپانیایی او، هستند، در اسپانیا و همچنین ایرلند رایج بوده‌است. میل اسپهانی نوهٔ [[براآن]] و پدر [[ایرمان]] بوده‌است.

ایرمان Éiremón

'''اِرِمون''' یا '''هِرِمون''' یا '''ایرمان''' (Éiremón) برپایه [[اسطوره‌های ایرلندی]] پسر [[میل اسپان]] بود که در پیروزی [[میلزی‌ها]] بر [[ایرلند]] همراهی داشت و [[تواتا ده‌دنان]] را [[تیلتیو]] شکست داد.

پس از پیروزی بر جزیره، '''هرمون''' و برادرش [[هبر فین]]، این سرزمین را میان خویش بخش کردند، جنوب جزیره به هبر رسید و شمال به هرمون. ولی هبر از این بخشبندی ناخرسند بود می‌پنداشت که بخش پست‌تر به وی رسیده‌است. پس به جنگ با برادر پرداخت ولی در جنگ کشته شد. '''هرمون''' پایتختش را شهر [[تارا در ایرلند]] گذاشت. وی برای چهار استان [[لینستر]]، [[مانستر]]، [[اولستر]] و [[کناخت]] پادشاهانی گمارد. پس از مرگ وی سه پسرش به جانشینی او رسیدند.

برتولان

'''برتولان''' ({{lang-en|Partholón}}) شخصیتی در افسانه‌های مسیحی ایرلندی قرون وسطایی است که بر اساس اساطیر، او به عنوان رهبر دومین گروه بزرگی که برای اقامت به ایرلند آمدند شناخته می‌شود. گفته شده پس از چند سال مهاجرت آنها به ایرلند، تقریباً همهٔ آنها در عرض حدود یک هفته تسلیم طاعون شده و تا حد زیادی از بین رفتند.

براساس کتاب «خاستگاه فنیقی بریتانیایی‌ها، اسکات‌ها و ساکسون‌ها» نوشتهٔ لارنس آستین، '''پارتولان''' پادشاه اسکاتها بوده و در حدود ۴۰۰ سال قبل از میلاد مسیح خود را "بریتون‌"، "هیتی" و "فنیقی‌ای" معرفی کرده‌است.

== هستوریا بریتونوم ==
بر اساس منابع "هستوریا بریتونوم", گفته شده، ایرلند سه بار توسط سه گروه مختلف اسکان داده شده، که '''پارتولوموس''' و پیروانش ابتدا از ایبریا با حدود هزار پیرو وارد شدند ولی زمانی که تعداد آنها به حدود چهار هزار نفر رسید، در عرض حدوداً یک هفته تسلیم طاعون به شدت از بین رفتند.

== منابع دیگر ==
به گفته Lebor Gabála، ایرلند پس از مرگ «سسر» و همراهانش به دلیل وقوع سیل، به کل خالی از سکنه شده بود. گفته شده '''پارتولون''' از حوالی یونان آمده بود و پسر سرا، که خود از نوادگان ماجوج، پسر یافث، پسر نوح بود، بودند. '''پارتولون''' و مردمش از طریق [[سیسیل]] و سپس ایبریا به ایرلند رسیدند. آنها ۳۰۰ تا ۳۱۲ سال پس از سیل بزرگ رسیدند و در اینبر (کنمار در شهرستان کری) فرود آمدند. همسرش (دلگنات)، سه پسرشان (اسلانگا، رودریگه و لایگلین)، همسران پسران (نربا، سیچبا و سربناد) و هزار پیرو همراه '''پارتولون''' بودند. '''پارتولون''' و تقریباً همه مردمانش - در حدود پنج هزار مرد و چهار هزار زن - در حدود یک هفته در سنماگ («دشت قدیمی»)، نزدیک طالغت امروزی، بر اثر طاعون جان باختند.

سومر و هیتی‌ها و فنیقی‌ها

== سومر ==
واژه سومر در زبان اکدی ممکن است گویش آن منطقه جغرافیایی باشد. اما رواج اصطلاح اکدی سومر (šumerû) نامشخص است. اصطلاح شینار در کتاب مقدس، Sngr در مصری، شانهار Šanhar(a) در هیتی می‌تواند نوع گویش غربی شومر (Shumer) باشد. در کتاب «خاستگاه فنیقی بریتانیایی‌ها، اسکات‌ها و ساکسون‌ها» لارنس آستین وادل معتقد است، [[هیتی‌ها]] در واقع ادامه ای از سومر بوده‌اند.

== هیتی‌ها ==
در کتاب «خاستگاه فنیقی بریتانیایی‌ها، اسکات‌ها و ساکسون‌ها» لارنس آستین وادل معتقد است، هیتی‌ها در واقع ادامه ای از [[سومر]] هستند. او همچنین [[فنیقی‌ها]] را در ادامهٔ هیتی‌هایی می‌بینید که در [[ممالک سوری-هیتی]] می‌زیستند.

== میتانی ==
در کتاب «خاستگاه فنیقی بریتانیایی‌ها، اسکات‌ها و ساکسون‌ها» لارنس آستین وادل معتقد است [[میتانی]]‌ها افرادی از قوم ماد بودند.

== فنیقی‌ها ==
در کتاب «خاستگاه فنیقی بریتانیایی‌ها، اسکات‌ها و ساکسون‌ها» لارنس آستین وادل معتقد است، [[فنیقی‌ها]] در واقع ادامهٔ از اقوام [[هیتی‌ها]] هستند که در [[ممالک سوری-هیتی]] می‌زیستند و در نتیجه تحت تأثیر اقوام سمیتیک قرار گرفته‌اند.

== پیوندها با ایران ==
=== راست‌به‌چپ ===
دلیل اینکه برخی فنیقی‌ها را سمیتیک می‌خوانند صرفاً از آن روی است که آنها از راست به چپ می‌نوشتند، این در حالی است که از راست نویسی در بین برخی دیگر از آریایی‌ها نیز رخ داده‌است … از جمله افرادی که در زمان او نگاشته‌هایی از راست‌به‌چپ نوشته شده‌است، [[آشوکا]] بود که در زمان وی آثار بودایی از راست به چپ نگاشته شدند.

== جستارهای وابسته ==
* [[آشوکا]]
* [خاستگاه فنیقی بریتانیایی‌ها، اسکاتلندی‌ها و آنگلوساکسون‌ها اثر لارنس آستین وادل (۱۹۲۴)]

کاتی

'''کاتی''' یا '''خطی''' ({{lang-en|Khatti}}) روستایی در نزدیکی خرمپور، در پنجاب هند است.

== معبد لرد پارسهورامان ==
'''خطی''' به خاطر «قصر لرد پاراشهوراما» معروف است. جشنوارهٔ سالانهٔ لرد پاراشهوراما هر ساله در قصر لرد پارسهورامان جشن گرفته می‌شود و یک جاذبه توریستی بزرگ است.

رود کور

* [[کور (زاگرس)]] در عهد سومریان، کور معمولاً به شرق سرزمین سومر اطلاق می‌شده‌است.

 

* [[پادشاهی کورو]] نام یک اتحادیه از قبایل هندوآریایی ([[براتاها]]) در عصر آهن بوده‌است. مردمانی نیمه‌کوچ‌رو بوده و زندگی شبانی داشته‌اند، اطلاعات برای شناخت آنها از وداها حاصل شده‌است.

سگ باستانی قلعه کش

سگ باستانی قلعه کش

سگ در ایران باستان حضوری پررنگ داشته‌است. موارد زیادی از به خاک سپردن سگ‌ها در محوطه‌های باستانیِ منطقه شام و بین‌النهرین (شامل کشورهای سوریه، اردن، لبنان و فلسطین کنونی یا به‌عبارت‌دیگر، کشورهای شرق دریای مدیترانه) یافت شده‌اند. در منطقه قائم‌شهر نیز گور سگی یافت شده‌است که با مراسم خاصی تدفین شده‌است که این گور به حدود سه‌هزارساله پیش بازمی‌گردد. به نظر پژوهشگران به خاک سپاری سگ‌ها رسمی محلی بوده، بامطالعه و پژوهش این نوع تدفین حیوانی می‌توان به ابعاد بیشتری از آداب و عقاید مردمانِ هزاره‌های پیشین پی برد. تپّه قلعهٔ کش اثری تاریخیِ شهرستان قائم‌شهر است که در خیابان طالقانی این شهر واقع‌شده‌است. تپّه قلعهٔ کش ابتدا توسط موسی درویش روحانی و حسن رضوانی در سال هزار و سیصد و پنجاه و شش مورد شناسایی قرار گرفت.

یکی از مهم‌ترین یافته‌هایِ کاوش سال هزار و سیصد و هشتاد و یک در قلعهٔ کش، به خاک سپاری این سگ در عمق دویست و هفتاد سانتیمتری از سطح تپّه بود. این حیوان در جهتِ شمالی ـ جنوبی و بر پهلوی چپ قرار داشت. دست‌های این حیوان مقابل دهانش قرارگرفته و پاها به‌موازات بدن کشیده شده بود. به همراه تدفین مقداری خاکستر و قطعات سفالینِ خاکستری‌رنگ در اطراف قبر و محدودهٔ چاله گور به‌دست آمد. بر اساس مطالعات اولیه، این تدفین متعلّق به سگ اهلی، حدوداً چهارده ساله و احتمالاً نر است. این نوع خاک سپاری شبیه به مورد مشابه دیگری در مازندران است که از کاوش گوهرتپّة بهشهر به‌دست آمد، در گوهر تپّه نیز با قطعات استخوانی پراکنده سگ به همراه جسد یک انسان در یک گور مواجه شدند.

به نظر می‌رسد که سگ باستانی قلعهٔ کش قربانی شده باشد. در نقاط دیگری از سرزمین ایران نیز، از جمله در دو محوطة تپّه عشق (در بجنورد) و تپّه ریبا (در آشخانه) در استان خراسان شمالی مراسم تدفین سگ به‌دست آمده‌است. در محوطه‌های باستانی در شرق دریای مدیترانه هم مانند تل هرور، تل یاونه، تل موزان، خالده اِشدود، شوهام، تل قصیل، آپولونیا آرسوف، جازر، گانسورک و لاکیش نیز تدفین سگ یافت شده‌است. همچنین در حفاری‌های باستان‌شناسی اورشلیم دو گور سگ مربوط به دورة هخامنشی کشف شده‌است.

به سبب تعریض جاده، بخشی از تپّه باستانیِ قلعه کش قائم‌شهر، در معرض تخریب قرار گرفته‌است. ایجاد سایت تپّه قلعه کش، و در دید عموم مردم قرار دادن سگ یافت شده و اشیاء دیگری که در این محوطه بوده‌اند، ازجمله اقدامات مورد تقاضای برخی باستان‌شناسان است.
* [[تپه قلعه‌کش]]

خاندان مهران

خاندان مهران یکی از هفت خاندان ممتاز پارتی ایران (هفت خاندان پارتی) است. کومش-پهلو سرزمین موروثی خاندان پارتی «مهران» بود که به شاخه اسپراپت تعلق داشته‌است حوزه نفوذ این خاندان ری بود اما برخی از تاریخ‌دانان حوزه نفوذی این خاندان را در طبرستان دانسته‌اند.

بهرام چوبین رئیس و فرمانده خاندان مهران بوده‌است.

سیاوخش (یا سیاوش) نیز از خاندان مهران گفته شده، که نسب او به بهرام چوبین، این اسپهبد مشهور می‌رسید. در زمان سقوط شاهنشاهی ساسانی و جنگ‌های داخلی بر سر قدرت از وی در منابع مختلف به عنوان حکمران ری نام برده شده‌است. به نظر می‌رسد وی در جریان درگیری‌های نبرد ری کشته شده باشد.

جستارهای وابسته

لاس لومینآریاس

عبور اسب از آتش

هرساله مراسمی دریکی از روستاهای مادرید، پایتخت اسپانیا، برگزار می‌شود به نام جشنوارهٔ «لاس لومیناریاس» که صاحبان اسب‌ها، سوار بر اسب‌هایشان آن‌ها را از روی آتش عبور می‌دهند. مردم این روستاها معتقدند این مراسم اسب‌هایشان را پاک‌کرده، و درنتیجه از آن‌ها تا سال آینده حفاظت می‌شود.

این مراسم براتون آشنا نیست؟!

مراسم #لاس_لومینآریاس

مراسم لاس لومینآریاس

فرهنگ اسپانیایی‌ها

 

'''فرهنگ اسپانیایی‌ها''' یا '''فرهنگ اسپانیا''' ({{lang-en|Culture of Spain}}) مبتنی بر انواع تأثیرات تاریخی است، در درجه اول بر اساس فرهنگ روم باستان می‌باشد چراکه اسپانیا برای قرن‌ها بخشی از جهان یونانی و رومی بوده‌است. بر کشور، هیسپانیا سایر اقوام باستانی مانند یونانی‌ها، تارتسی‌ها، سلت‌ها، ایبری‌ها، سلتیبری‌ها، فنیقی‌ها و کارتاژنی‌ها نیز تأثیراتی داشتند. البته از لحاظ تاریخ نگاشته شده و مدون اولین قومی که در این خطه پیاده شد، اندلس نامیده می‌شد که اسم خود را به سرزمین داد و آنرا آندلوس نامیدند، گفته شده این قوم مجوس بودند.

از نظر فرهنگی اسپانیا، به خاطر وجود جنبه‌های قدرتمندی از میراث فرهنگی روم در تمام زوایای زندگی اسپانیایی‌ها، اسپانیا کشوری [[زبان لاتین|لاتین]] به حساب می‌آید. با این حال فرهنگ اسپانیایی به خاطر تاریخ و قدمت طولانی این کشور از جنبه‌های گوناگون از هنر گرفته تا کشاورزی تا آشپزی و موسیقی تحت تأثیر دیگر کشورهای اروپایی و کشورهای مدیترانه‌ای بوده‌است.
۴۴ مکان تاریخی و فرهنگی در اسپانیا در فهرست [[میراث جهانی یونسکو]] قرار دارند. اسپانیا از نظر تعداد میراث فرهنگی مورد حمایت یونسکو پس از ایتالیا و چین در رده سوم جهان قرار دارد.

== نام ==
در مورد نام اسپانیا یا اسپانی، در کتاب صاحب نفح الطیب گفته شده اشبانیه نام قدیم شهر اشبیلیه بوده‌است که بعدها آنرا به تمام اندلس اطلاق کرده‌اند.

== جشن پادشاهان مغ ==
اسپانیایی‌ها با جشنی با عنوان «پادشاهان مغ» به تعطیلات سال نوشان پایان می‌دهند. «پادشاهان مغ» به عقیده بسیاری از پژوهشگران، همان دانشمندان و نمایندگان پادشاهان سلسله اشکانی در ایران بودند که بر اساس اطلاعات خود و با رهگیری یک ستاره درخشان در آسمان، هنگام تولد عیسی در آن دوران، به امپراتوری روم، زادگاه عیسی رفته و هدایایی را به وی تقدیم کردند. اسپانیایی‌های کاتولیک، این دانشمندان را، «ملچور»، «گاسپار» و «بالتاسار» می‌نامند و در شب ششم ژانویه، جشنهایی را در شهرها و روستاهای خود به مناسبت ورود آنان به زادگاه عیسی برگزار می‌کنند. کودکان اسپانیایی هرساله با شوق فراوان منتظر ورود این پادشاهان هستند تا همانند بابانوئل برای سایر مسیحیان، برای آنان هدیه بیاورند. در حالی که پاپانوئل در اکثر کشورهای مسیحی سوار بر کالسکه و با گوزنها برای توزیع هدایا به خانه‌ها می‌آید، در اسپانیا این پادشاهان مغ هستند که سوار بر شتر هدایای سال نوی کودکان را می‌آورند. برای زنده نگهداشتن این باورها و افزودن به اشتیاق کودکان، رسانه‌های اسپانیا از چند روز پیش با برنامه‌های گوناگون، تلاش می‌کنند تا همگان را متقاعد سازند که هدیه آوردن پادشاهان مغ برای آنان یک افسانه نیست بلکه واقعیت دارد. و در روز موعود افرادی در لباس و هیبت پادشاهان مغ در جشنهای یادشده برای همگان شادی و شکلات به هدیه می‌آورند.

== عبور اسب از آتش ==
هر ساله جشنواره‌ای در یکی از روستاهای مادرید، پایتخت اسپانیا، برگزار می‌شود به نام جشنواره «لاس لومیناریاس» که صاحبان اسب‌ها، سوار بر اسب‌هایشان آن‌ها را از روی آتش عبور می‌دهند. مردم این روستاها معتقدند این مراسم اسب‌هایشان را پاک کرده، و در نتیجه از آن‌ها تا سال آینده حفاظت می‌کند.

== هنر ==
هنرمندان اسپانیایی تأثیرات به سزایی بر پیشرفت [[جنبش هنری|جنبش‌های هنری]] گوناگون اروپا داشته‌اند. البته هنر اسپانیایی به دلیل گوناگونی‌های تاریخی، جغرافیایی تأثیر زیادی نیز پذیرفته‌است. میراث مورها در اسپانیا به ویژه در [[آندلس]] هنوز مشهود است.

در زمینه نقاشی آثاری از [[ال گرکو]]، [[خوسپه دی ریبرا]] و [[فرانسیسکو دی زورابان]] که مربوط به [[دوران طلایی]] می‌باشند یافت شده‌اند. همچنین در دوران بارکو، [[دیه‌گو ولاسکز|دیگو ولاسکز]] چندین اثر مشهور اسپانیایی از جمله [[لاس منیناس|بانوان]] و [[لاس هیلاندراس]] را خلق کرد.

نقاشی‌های [[فرانسیسکو گویا]] مربوط به دوره [[جنگ شبه جزیره|جنگ استقلال اسپانیا]] بسیار چشمگیر است. در سبک امپرسیونیسم [[خواکین سورولا]] و همچنین در مدرنیسم [[پابلو پیکاسو]]، [[سالوادور دالی]]، [[خوان گری]] و [[خوان میرو]] نقاشان مطرح اسپانیایی به حساب می‌آیند.

== سینما ==
{{Main|سینمای اسپانیا}}

در طول تاریخ سینمای اسپانیا [[لوئیس بونوئل|لوئیس بونیوئل]] نخستین کسی بود که در عرصه جهانی شناخته شد. پس از او [[پدرو آلمودوار]] در دهه هشتاد میلادی توجهات را به سوی خود جلب کرد. همچنین سینمای اسپانیا در طول تاریخ خود توسط [[کارگردان فیلم|کارگردانانی]] چون [[سگوندو دی چومون]]، [[فلورین ری]]، [[لوئیس گارسیا برلانگا]]، [[کارلوس سائورا]]، [[خولیو مدم]]، [[آلخاندرو آمنابار]] و برادران تروبا به موفقیت بین‌المللی دست یافته‌است. در سال‌های اخیر نیز سینمای اسپانیا به موفقیت‌های بین‌المللی از جمله دریافت [[جایزه اسکار]] توسط فیلم‌های [[هزارتوی پن]] و [[بازگشت (فیلم ۲۰۰۶)|بازگشت]] دست یافته‌است. بازیگرانی اسپانیایی چون [[سارا مونتیل]] و [[پنلوپه کروز]] جز ستارگان هالیوودی به حساب می‌آید.

== معماری ==
{{Main|معماری اسپانیا}}
[[پرونده:Sagrada Familia 03.jpg|بندانگشتی|upright| کلیسای ''[[ساگرادا فامیلیا]]'' (خانواده مقدس) طراحی توسط [[آنتونی گادی]]، بارسلونا]]
معماری اسپانیایی به سبب گوناگونی‌های تاریخی و جغرافیایی در طول تاریخ تأثیرات زیادی پذیرفته‌است. شهر [[کوردوبا (اسپانیا)|کوردوبا]] که توسط رومی‌ها و با [[معماری رومی‌وار]] ساخته شده بعدها با ورود مسلمانان و ساخت بناهایی با معماری عربی در دوره [[دودمان اموی|امویان]] از نمونه‌های بارز معماری اسپانیایی است. پس از اموی‌ها معماری عربی در دوره‌های بعدی حکومت‌های اسلامی به رشد خود ادامه داد و در نهایت با حکومت [[دودمان نصریان|نصریان]] که کاخ‌های مشهور خود را در [[گرانادا]] بنا نهادند به پایان رسید. در دوره بین قرون ۱۲ تا ۱۷ میلادی و پس از آشنایی اروپاییان با سبک، الگو و عناصر معماری عربی سبکی به نام سبک معماری [[مدجن|مُدَجَّنی]] شکل گرفت.

همزمان پادشاهی‌های مسیحی کم‌کم پدید آمدند و سبک معماری آن‌ها به مرور گسترش پیدا کرد. این سبک که سبک معماری پیش از روم بود برای مدتی در اوایل قرون جدید از تأثیر نفوذ جریان‌های معماری معاصر در اروپا در امان ماند و معماران اسپانیای مسیحی بعدها سبک‌های معماری [[معماری گوتیک]] و [[معماری رومی‌وار|رومی]] را با هم درآمیختند. پس سبک گوتیک در سراسر قلمروی اسپانیا به طرز شگفت‌آوری رشد و گسترش یافت.

== موسیقی و رقص ==
{{Main|موسیقی اسپانیا}}
خارج از اسپانیا موسیقی اسپانیایی با [[فلامنکو]] هم ارز در نظر گرفته می‌شود. فلامنکو یک سبک موسیقی متعلق به غرب منطقه آندلس اسپانیا است که بر خلاف دیدگاه عموم در دیگر نقاط اسپانیا مرسوم نیست. سبک‌های دیگری از موسیقی بومی در دیگر نقاط نیز رایج است. در زمینه [[موسیقی کلاسیک]] آهنگسازان برجسته‌ای چون [[ایساک آلبنیس]]، [[مانوئل د فایا]]، [[انریکه گرانادوس]] و خوانندگانی همانند [[پلاسیدو دومینگو]]، [[خوزه کارراس]]، [[مونتسرات کابایه]]، [[آلیسیا د لاروچا]]، [[آلفردو کرائوس]]، [[پابلو کاسالس]]، [[ریکاردو وینیاس]]، [[خوزه ایتوربی]]، [[پابلو دو ساراساته]]، [[یوردی ساوای]] و [[ترزا برگانزا]] اهل اسپانیا هستند. در این کشور بیش از چهل [[ارکستر]] حرفه‌ای وجود دارد از جمله ارکستر ملی اسپانیا، ارکستر سمفونیک بارسلونا و ارکستر سمفونیک مادرید و همچنین خانه‌های اپرای بزرگی چون تئاتر سلطنتی، تئاتر لوسیو و قصر هنر ملکه سوفیا در اسپانیا فعال هستند.

هزاران هوادار موسیقی هر سال برای شرکت در جشنواره شناخته شده موسیقی تابستانه [[سونار]]؛ که در سبک‌های موسیقی پاپ و تکنو فعال است؛ به اسپانیا سفر می‌کنند. دیگر جشنواره موسیقی سالانه در اسپانیا جشنواره موسیقی [[بنیکاسیم]] است که موسیقی راک و رقص را اجرا می‌کند.

پرطرفدارترین ابزار موسیقی یعنی [[گیتار]] ریشه‌ای اسپانیایی دارد.

== آشپزی ==
آشپزی کاتالانی، که بهترین آن در بارسلون یافت می‌شوند، از آن دست جاذبه‌هایی است که گردشگران را از نقاط مختلف دنیا به این منطقه می‌کشاند. [[زعفران]] و [[زیره سبز]] در اکثر غذاهای این منطقه دیده می‌شوند. ترکیبی از خوراکی‌های سنتی و ادویه‌های مختلف سبک بارسلونی را به وجود می‌آورند: استفاده از خوراکی‌های دریایی و گوشت با سس زیاد تخصص آشپزان این منطقه است. شام وعده اصلی است.

== جستارهای وابسته ==
* [[سویل (شهر)]]
* [[ایبریایی‌ها]]
* [[مجوس]]
* [[تاریخ اسپانیا]]
* [[هیسپانیا]]
* [[نبرد گوادالته]]
* [[ویزیگوت‌ها]]
* [[پادشاهی ویزیگوت]]
* [[رودریگو]]
* [[ابن خردادبه]]
* [[احمدبن یحیی بلاذری]]
* [[محمد بن عمر واقدی]]
* [[یعقوبی]]
* [[موسی بن نصیر]]
* [[طارق بن زیاد]]
* [[ابن عذاری]]
* [[ابن قوطیه]]
* [[عزالدین بن اثیر]]
* [[ابن فقیه همدانی]]
* [[البلدان]]
* [[اصطخری]]
* [[المسالک و الممالک]]
* [[آندره سگوویا]]
* [[فلامنکو]]
* [[شاهنشاهی اشکانی]]
* [[سلسله اشکانی ارمنستان]]

دریانوردی اشکانیان

شواهد نشان می‌دهد '''دریانوردی اشکانیان''' با مقاصد نظامی و تجاری پس از دوره هخامنشی وجود داشته و اشکانیان افزون بر راه‌های زمینی، تلاش می‌کردند تا در راه‌های دریایی نیز به فعالیت تجاری بپردازند.

شواهد و مدارکی در دست است که نشان می‌دهد در زمان اشکانیان بازرگانان ایرانی در کنار دیگر بازرگانان ساکن در قلمرو اشکانیان همچون [[یهودیان]]، یونانیان، عرب‌ها، [[سکاها]] و دیگر اقوام و اهالی، تا بنادر جنوبی هند و کرانه‌های جنوبی عربستان در سرزمین یمن کشتیرانی می‌کرده‌اند و به داد و ستد کالا با بازرگانان هندی، مصری، رومی، حبشی و چینی می‌پرداختند. از حضور بازرگانان اشکانی در بندر تجاری اسکندریهٔ مصر آگاهی کامل وجود دارد. مهمترین کالاهای وارداتی و صادراتی از این مراکز، مروارید، پوشاک، شراب، انبوه زیادی از خرما و زر بوده‌است. برای نمونه کالاهای یمن که بیشتر عطریات و مواد خوشبو بوده‌است پس از گذشت هفتاد روز به «ئیلانا» (نیلانا)، در نزدیکی غزه می‌رسیده‌است، یا مثلاً از ناحیهٔ «گرها» تا «خاتراموتیتی» (حضر الموت) چهل روز راه بوده‌است. اشکانیان در این عرصه نیز رقیبی سرسخت برای روم محسوب می‌شدند.

در دورهٔ اشکانی، بازرگانی دریایی در خلیج فارس بیشتر زیر نفوذ تجار ایرانی و عرب قرار داشت، اما بازرگانان سکایی نیز گروهی دیگر بودند که پس از تسلط بر نواحی باختری هند در تجارت دریایی میان بنادر هند و قلمرو اشکانیان فعالیت بسیاری داشته‌اند. اشکانیان همچنین به کمک پالمیری‌ها نیز مناسبات بازرگانی با هند برقرار کرده بوده‌اند.

== ویژگی و اهمیت خاص رودهای دجله و فرات ==
کالاهایی که از دیگر سرزمین‌ها به وسیلهٔ کشتی‌های تجاری تا انتهای دریای پارس آورده می‌شدند، از طریق رودهای دجله و فرات به شهرهای میان رودان انتقال می‌یافتند، زیرا رودهای دجله و فرات تا فاصله ای در خشکی نیز قابل کشتیرانی بودند. [[پلوتارک]] تاریخ‌نگار یونان باستان، به روشنی از وجود کشتی‌هایی که در عصر اشکانی روی این رودخانه‌ها دررفت و آمد بوده‌اند، خبر داده‌است. حتی لشکرکشی تراژان به آدیابن با کشتی و به واسطهٔ رود فرات انجام گرفته‌است.

=== کاسیان ===
چون چوب برای ساختن کشتی در میان رودان نایاب بود، از سرزمین‌های طوایف به نام کاسیان، چوب به میان رودان آورده می‌شده‌است. همچنین متن پهلوی کتاب درخت آسوریک که اصل آن مربوط به دورهٔ اشکانی است به ساخت کشتی و همچنین «فَرَسپ» (دکل کشتی) از چوبِ نخل اشاره دارد.

== رقابت ویژه در مناطق هم جوار امپراتوری روم ==
حضور اشکانیان و بازرگانان ایرانی در مسیرهای تجارب دریایی و بنادر تجاری، آنجاهایی که در رقابت با امپراتوری روم بوده‌است پررنگ تر نیز می‌بوده. برای نمونه سفیر چینی، کان یینگ که در سال ۹۸ میلادی تا نواحی باختری قلمرو اشکانیان سفر کرده بود، به بازرگانی دریایی اشکانیان با سرزمین‌های در نزدیکی و جوار امپراتوری روم اشاره دارد.

== فرمانروایی اشکانی ارمنستان ==
{{وابسته|سلسله اشکانی ارمنستان}}
وارغاشاک (ولاش)، فرمانروای اشکانی ارمنستان در نامه ای به برادر خود اَرشاک (اَرشَک)، پادشاه اشکانی وی را «پادشاه خشکی و دریا» لقب می‌دهد.

== مسیرهای طولانی به همراه ایستگاه‌های مابین راه ==
از جمله مسیرهای دریایی جالب و مورد توجه ویژه که حجم زیادی از تجارت دریایی اشکانیان به واسطهٔ این آبراهه صورت می‌گرفت، راهی بوده‌است که از دریای پارس ابتدا به هند و در ادامه حتی به بنادر جنوبی چین می‌رسیده‌است.

از سوی دیگر اگر کشتی‌هایی که از دهانهٔ فرات وارد خلیج فارس می‌شدند اینبار از سمت راست، راه مجاور سواحل بحرین را پیش می‌گرفتند، پس از رسیدن به جزیرهٔ «دیلمون» و سپس «تاروت» و سواحل «هگر» به جزیرهٔ بحرین فعلی می‌رسیده‌اند و از آنجا راه جنوبی خلیج فارس را پیموده و به «مزون» (عمان) می‌رسیدند. تعداد زیادی سکه‌های الیمایی، اشکانی و پارسی در عربستان خاوری پیدا شده‌اند.

== شواهد تاریخی ==
آگاثارخیدس مورخ یونانی در ۱۶۹ پ.م. از حضور بازرگانانی از پارس و کرمان در مجمع الجزایری موسوم به «جزایر خوشبخت» (سوکوتره) در کرانه‌های سرزمین یمن، در جنوب عربستان خبر می‌دهد.

== جستارهای وابسته ==
* [[اختراعات ایرانیان در دریانوردی]]
* [[الیمائی]] ([[دیالمه]])
* [[سلسله اشکانی ارمنستان]]
* [[آرشاک یکم ارمنستان]]
* [[دریانوردی فینیقی‌ها]]

چاه دریا

'''چاه دریا'''، دریا چه زیرزمینی چاه در رفسنجان کرمان، پدیده‌ای طبیعی است که میلیون‌ها لیتر آب را در کویر، و در زیر سطح رویین خاک، در خود جای‌داده و ازجمله معدود دریاچه‌های زیرزمینی است.

استان کرمان آثار طبیعی ای را در خود جای داده‌است که می‌توان به گرمترین نقطه زمین، گودترین چاله مرکزی ایران و کلوت‌های شهداد اشاره کرد از سوی دیگر برخی از پدیده‌های طبیعی در استان کرمان حتی به افسانه‌ها نیز راه یافته‌است که می‌توان به چاه دریا در رفسنجان اشاره کرد. در این بخش از فلات مرکزی ایران یکی از گودترین چاه‌های طبیعی ایران شکل گرفته‌است. این حفره ای بزرگ که مردم از آن به عنوان چاه دریا یاد می‌کنند در واقع دریاچه ای بزرگ از مخازن آب در زیرزمین است.

آنچه مسلم شده‌است اینکه در گذشته سطح آب این دریاچه زیادتر بوده‌است، اما پس از خشکسالی‌های متوالی در استان کرمان و برداشت‌های بی‌رویه از آب‌های زیرزمین برای آبیاری باغ‌های کشاورزی سطح آب آن به یکباره در معرض خشکیدگی کامل قرار گرفته و به شدت افت محسوسی یافته‌است.

فضای داخلی حفره تا سطح آب بسیار عظیم است و این پدیده طبیعی شرایط مناسبی را برای ماجراجویان و غارنوردان ایجاد کرده‌است، از این مکان به عنوان یکی از شگفتی‌های آثار طبیعی ایران یاد می‌شود که موجب رعب و وحشت بیننده می‌شود. ماجراجویان و غارنوردانی بوده‌اند که سعی در ورود به این حفره و دیدن این حفره زیر زمینی از نزدیک کرده‌اند که گاه موجب مرگ ماجراجویان نیز شده‌است.

== افسانه محلی در رابطه با چاه دریا ==
افسانه ای محلی چنین حکایت دارد که زمانی ساربانی در حین هی کردن شترانش در همین حوالی چاه در اطراف روستای «اودرج»، شترانش به داخل حفره ای از چاه دریا سقوط می‌کنند و از قضا چوبدستی اش نیز به داخل این چاه می‌افتد. اما مدتها بعد ساربان در شهر اصفهان مشغول سیاحت بوده که ناگهان چوبدستی خودش را در رود زاینده رود می‌بیند که بر روی آب شناور است و از آنجا می‌فهمند این چاه دریا یک باریکه راه ارتباطی است بین قناتها و رودهایی از آن ناحیه، البته که این افسانه هر چند خیالی و زاییده ذهن مردمان محلی منطقه است اما نشان از اهمیت و نفوذ این حفره در ذهن مردم دارد.

== محل وقوع چاه دریا ==
حفره چاه دریا بین شهرستان‌های رفسنجان و زرند و در نزدیکی روستای داوران است، و موقعیت دقیق این حفره عظیم ۱۵ کیلومتری غرب داوران است.

== علت وقوع و منشأ چاه دریا ==
این پدیده احتمالاً به دلیل فرونشست زمین در گذشته‌ها شکل گرفته‌است، کاوش‌هایی در خصوص علت وقوع و منشأ پدیده چاه دریا انجام شده‌است اما هنوز دلیل قطعی وجود این حفره مشخص نشده و به نظر می‌رسد ناشی از فرونشست زمین بوده‌است. این حفره در منطقه پوشیده از کانی‌های فرسایشی است و سطح زمین نیز بر روی حفره گنبدهایی رسی و ماسه ای و برجستگی‌هایی همسان قراردارد که شبیه کلوت‌های شهدادهستند که ارتباط آنها با وجود دریاچه هنوز کشف نشده‌است.

== جستارهای وابسته ==
* [[رفسنجان]]

شهر سوخته

شهر سوخته

نوشتار(های) وابسته: دریاچه هامون

تمدن سیستان حاصل از رودخانه هیرمند و دریاچه هامون بوده‌است و نوسان آب آنها چهره طبیعی و انسانی این منطقه را نیز تحت تأثیر قرار داده‌است. خشکی دریاچه هامون تغییرات در اقتصاد و اجتماع کل سیستان را رقم زد، شهر سوخته در روی آبرفت‌های مصب رودخانه هیرمند به دریاچه هامون و زمانی در ساحل آن رودخانه بنا شده بوده‌است. شهر در ساحل رودخانه هیرمند و دریاچه هامون بنا شده بوده‌است. به تشخیص بسیاری از محققین، دورهٔ بنای این شهر بزرگ با دوره برنز و تمدن جیرفت همزمان بوده‌است.

پژوهش‌ها نشان داده‌است محوطه شهر سوخته بر خلاف اکنون که محیط زیستی کاملاً بیابانی دارد و تنها اندکی درختان گز در آنجا دیده می‌شود، در پنج هزار سال قبل از میلاد منطقه‌ای بسیار سبز و خرم با پوشش گیاهی متنوع و بسیار مطلوب بوده و درختان بید مجنون، افرا و سپیدار فراوانی در آنجا وجود داشته‌است. دریاچه هامون نیز در ۳۲۰۰ سال قبل از میلاد دریاچه‌ای بسیار بزرگ و پرآب بوده و چندین رودخانه دائمی مانند هیرمند آن را تغذیه می‌کرده‌اند؛ ولی افت بیش از اندازه آب در این رودخانه‌ها، و همچنین برداشت بی‌رویه آب در مناطق افغانستان سبب خشکی دریاچه هامون و مناطق اطراف آن شده‌است. در اطراف دریاچه هامون، در زمانهای باستان، نیزارهای وسیعی وجود داشته‌است. همچنین کاوش‌ها نشان می‌دهند که نهرها و شاخه‌های قوی آبیاری از آنجا منشعب می‌شده‌است، در بررسی‌های منطقه‌ای در اطراف شهر سوخته بستر این نهرها و آبراه‌های گوناگونی پیدا شده که می‌توان گمان برد به مزارع کشاورزی آن شهر آب می‌رسانده‌اند.

آثار باقی‌مانده نشان دهنده این امر است که شهر سوخته در هزاره سوم پیش از میلاد، دارای یک نظام مرتب و منظم آبرسانی و تخلیه فاضلاب بوده‌است. در نخستین مرحله کاوش‌های باستان‌شناسی، در شهر سوخته کوچه‌ها و خانه‌های منظم و با لوله‌کشی آب و فاضلاب به کمک لوله‌های سفالی پیدا شده که نشان‌دهندهٔ وجود برنامه‌ریزی مدنی بر پایهٔ آب در شهر سوخته سیستان است.

رود هیرمند، در زمان باستان در جلگه‌های مجاورش وضعی شبیه به دره نیل به‌وجود آورده بوده‌است، به این معنی که در مواقع معینی بعلت بالا آمدن سطح آب، و حتی جذر و مد دریاچه هامون، زمین‌های ساحلی آن مشروب و لذا، خاک آن‌ها حاصل خیز می‌شده‌است. این امر سبب شده بوده که ساکنان این ناحیه بتوانند به کار زراعت بپردازند و در مراحل شهرنشینی خود موفق به پیشرفت‌های بسیاری گردند. در آن روزگار آب رودخانه هیرمند و شاخه‌هایش به خوبی زمین‌های کشاورزی شهر سوخته را سیراب می‌کرده‌است.

تحقیق دربارهٔ اشیاء حصیری یافت شده مشخص کرده که مردم شهر سوخته سیستان با استفاده از نیزارهای باتلاق‌های اطراف دریاچه هامون سیستان، سبد و حصیر نیز می‌بافته‌اند، و از این نی‌ها برای درست کردن سقف ساختمان‌های خود نیز استفاده می‌کرده‌اند. صید ماهی و بافت تورهای ماهیگیری نیز از دیگر پیشه‌های مردمان شهر سوخته سیستان بوده‌است. برخی معتقدند این‌ها مردمی بودند که در حدود ۲۹۰۰ سال پیش از میلاد از سوی شمال به طرف دهانه رود هیرمند، که در نتیجهٔ شرایط بخصوصش برای شهرنشینی مناسب بود سرازیر شده‌اند، و سپس هزار سال بعد، در زمانی که مسیر رود هیرمند تغییر یافت این مردم نیز به طرف دره پنجاب مهاجرت کردند و درآنجا امپراتوری بزرگ «موهنجودارو» و «هاراپا» را تشکیل دادند. باید بخاطر داشته باشیم که تمدن شهداد نیز درهمین حدود اوایل هزاره سوم پیش از میلاد در نتیجه تغییر مسیر رودخانه ازبین رفت و در آن زمان مردم شهداد نیز بامردم پنجاب روابط نزدیک داشته‌اند.

آزمایش‌های میکروسکوپی نشان داد که در این اجتماع ماهی‌ها و پرندگان و خرچنگ‌ها نیز مورد استفاده غذایی بوده‌است. درمیان حیوانات بین پرندگانی که دراینجا مورد مصرف اهالی بودند مرغ‌های آبی، قرقاول، مرغابی و غاز وجود داشته‌است. این امر برای دانشمندان باستان‌شناس مسلم گردید که پرندگان و حیواناتی که آثارشان در شهر سوخته بدست آمده در حال حاضر دیگر در این مکان زندگی نمی‌کنند. اولین بخشی که از خشک شدن دریاچه صدمه می‌بیند دامداری بوده‌است، بعد از آن صیادی که صید انواع ماهیان و توزیع آن به داخل و خارج از سیستان متوقف شد. پس از آن رکود کشاورزی و تغییرات آب و هوایی و وزش طوفان‌های شن را می‌توان از پیامدهای خشک شدن تالاب هامون نام برد. با مطالعه میزان آب ورودی هیرمند در ادوار مختلف می‌توان به این نتیجه رسید که نمی‌توان به اقتصاد متکی به این آب امیدوار بود، بطوریکه مشخص شده‌است اخیرا در ۳۰ سال هیرمند ۹ بار مواجه با خشکسالی شده‌است.